وسایل حمل و نقل عمومی

یکشنبه این هفته، شاید روزی باشد که خیابان‌های تهران طعم متفاوتی را تجربه کنند. نه قرار است اتوبان جدیدی افتتاح شود، نه طرح ترافیک تازه‌ای ابلاغ می‌شود. تنها یک عدد حذف خواهد شد: «صفر». اگر کرایه مترو و اتوبوس به صفر برسد، آن وقت چه بر سر ترافیک می‌آید؟

هوایی که هر روز با سینه‌ سنگین تنفسش می‌کنیم چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟ آثار مثبت این تصمیم، زنجیره‌ای است. یک سر زنجیره، اتوبوس ها و متروهایی است که از مسافر پر می‌شوند. سر دیگر آن، خیابان‌هایی که نفس می‌کشند. در میانه این زنجیره، شاهد صرفه‌جویی در میلیون‌ها ساعتِ تلف‌شده در ترافیک هستیم؛ هزینه‌های سربار خانواده‌ها کاهش می‌یابد و ریه‌های این کلانشهر فرصت بازسازی پیدا می‌کند.

پایان ترافیک سنگین؛ یک معادله ساده ریاضی

اولین و آشکارترین مزیت رایگان شدن حمل‌ونقل عمومی، کاهش ترافیک است. اما این کاهش، خطی و تدریجی نیست. نمایی است. هرچند به‌همان درصد که خودروها از خیابان‌ها حذف می‌شوند، سرعت جریان ترافیک به‌صورت تصاعدی افزایش می‌یابد. بیایید یک محاسبه سرانگشتی انجام دهیم. فرض کنیم روزانه حدود ۲.۵ میلیون دستگاه خودرو در تهران تردد می‌کنند. آمار رسمی می‌گوید نزدیک به ۶۰ درصد این خودروها، یعنی حدود ۱.۵ میلیون دستگاه، تنها یک سرنشین دارند. حالا تصور کنید رایگان شدن مترو و اتوبوس، فقط ۱۰ درصد از این خودروهای تک‌سرنشین را در پارکینگ‌ها متوقف کند. یعنی ۱۵۰ هزار دستگاه خودرو کمتر در خیابان‌ها.

۱۵۰ هزار دستگاه خودرو، پشت سر هم که متوقف شوند، صفی به طول ۶۰۰ کیلومتر تشکیل می‌دهند. فاصله تهران تا اصفهان. حالا این صف را از خیابان‌های ولیعصر، آزادی، نیایش و بزرگراه‌های شهید زین‌الدین و حکیم بردارید. چه اتفاقی می‌افتد؟ آزادراه‌ها نفس می‌کشند. مدت‌زمان چراغ‌های قرمز کوتاه‌تر می‌شوند. وقت‌ تلف‌شده شهروندان در ترافیک تبدیل به ساعت‌هایی می‌شود که مردم می‌توانند در کنار خانواده باشند یا به کار مفیدتری برسند.

کارشناسان حمل‌ونقل شهری تخمین می‌زنند هر خودرویی که از ترافیک حذف شود، به‌طور میانگین روزانه ۳۰ دقیقه وقت سایر رانندگان را آزاد می‌کند. این میزان ضرب‌در ۱۵۰ هزار دستگاه خودرو، می‌شود ۴۵ میلیون دقیقه در روز. یعنی ۷۵۰ هزار ساعت در روز. ارقامی که محاسبه ارزش اقتصادی آن‌ها تقریبا غیرممکن است.

نفس عمیق ریه‌های تهران؛ مزیتی که با پول نمی‌شود خرید

اما مهم‌تر از ترافیک، چیزی است که دیده نمی‌شود و درعین حال هر روز احساس می‌شود؛ آلودگی هوا. تهران در بسیاری از روزهای سال به‌شدت دودآلود است. ذرات معلق کوچک‌تر از ۲.۵ میکرون وارد ریه‌ها می‌شوند و پس از آن وارد خون شده و سالانه هزاران مرگ زودرس را رقم می‌زنند. منبع اصلی این ذرات معلق چیست؟ خودروهای شخصی. موتورهای بنزینی و دیزلی که در ترافیک‌های طولانی، سوخت را ناقص می‌سوزانند و حجم عظیمی از مونوکسید کربن، دی‌اکسید نیتروژن و هیدروکربن‌های نسوخته را به هوایی که کودکان و سالمندان تنفس می‌کنند، تزریق می‌کنند.

حمل‌ونقل رایگان، یک نسخه پزشکی برای این بیماری مزمن است. هر اتوبوس پر از مسافر، به‌طور میانگین جایگزین ۴۰ دستگاه خودرو شخصی در خیابان می‌شود. هر واگن مترو مملو از جمعیت، معادل حذف ۱۰۰ دستگاه خودرو تک‌نشین است. حالا اگر ۱۰ درصد از خودروها حذف شوند، یعنی روزانه چندین تن آلاینده کمتر وارد هوای تهران می‌شود. میلیون‌ها نفر نفس راحت‌تری می‌کشند. بیمارستان‌ها با حجم کمتری از مراجعات تنفسی مواجه می‌شوند. هزینه‌های درمان خانوارها کاهش می‌یابد.

جیب مردم تا حدی پر می‌ماند؛ مزیت پنهان حمل‌ونقل رایگان

ممکن است کسی بگوید: «کرایه مترو و اتوبوس که الان هم گران نیست، حذف آن چه تاثیری بر بودجه خانواده دارد؟» پاسخ: تاثیری شگفت‌انگیز.

یک کارگر ساده که هر روز از جنوب تهران به شمال شهر رفت‌وآمد می‌کند، ماهانه حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان کرایه پرداخت می‌کند. یک کارمند با دو فرزند دانش‌آموز که هر روز از مترو استفاده می‌کنند، ماهانه نزدیک به یک‌میلیون و 200 هزارتومان هزینه حمل‌ونقل دارند. حالا این رقم را در طول یک سال ضرب کنید: حدود ۱۵ میلیون‌تومان برای خانواده چهارنفره. پولی که می‌تواند صرف غذا، پوشاک، تحصیل یا تفریح شود.

حالا این مزیت را به تمام تهران تعمیم دهید. حدود ۴ میلیون نفر روزانه از حمل‌ونقل عمومی استفاده می‌کنند. اگر میانگین کرایه ماهانه هر نفر را ۳۰۰ هزارتومان در نظر بگیریم، ماهانه ۱.۲ همت (یک‌هزار و 200 میلیاردتومان) در جیب مردم می‌ماند. سالانه نزدیک به ۱۴ همت. رقمی که می‌تواند بخش عمده‌ای از فشار تورمی بر اقشار ضعیف و متوسط جامعه را خنثی کند.

این یعنی یک سیاست ضدتورمی هوشمندانه. بدون آن‌که نقدینگی جدیدی خلق شود و بدون آن‌که دستوری قیمتی صادر شود، به‌سادگی با حذف یک هزینه، قدرت خرید مردم افزایش می‌یابد.

افزایش بهره‌وری ملی؛ مزیتی که دیده می‌شود

ترافیک فقط اعصاب‌خردکن نیست. قاتل بهره‌وری است. وقتی مدیر یک شرکت، روزانه یک ساعت در ترافیک بماند، یعنی در ماه ۲۰ ساعت و در سال ۲۴۰ ساعت وقت کاری خود را پشت فرمان هدر می‌دهد. معادل ۳۰ روز کاری کامل. یک ماه تمام.

حالا این را در مقیاس کلانشهر ضرب کنید. میلیون‌ها ساعت کار مفید هر سال در ترافیک‌های تهران نابود می‌شود. سوختی که هیچ بازدهی اقتصادی ندارد. حمل‌ونقل رایگان، با کاهش ترافیک، این زمان‌ تلف‌شده را به چرخه تولید و خدمات بازمی‌گرداند. کارمند سرحال‌تر به اداره می‌رسد. دانش‌آموز با حواس جمع‌تری پشت نیمکت می‌نشیند. جنس فروشگاه زودتر به‌مشتری می‌رسد. اقتصاد شهری شتاب می‌گیرد.

علاوه‌بر این، حمل‌ونقل عمومی رایگان، انگیزه جابه‌جایی نیروی کار را افزایش می‌دهد. کارگری که هزینه رفت‌وآمد به منطقه صنعتی شهر برایش صفر است، راحت‌تر شغلی دور از خانه را می‌پذیرد. بازار کار انعطاف‌پذیرتر می‌شود. تطبیق عرضه و تقاضای کار با سرعت بیشتری انجام می‌گیرد. این یکی از ظریف‌ترین و مهم‌ترین مزایای اقتصادی رایگان‌سازی است که کمتر کسی به آن توجه دارد.

عدالت اجتماعی؛ مزیتی که تهران را زیست‌پذیرتر می‌کند

تهران، شهری دوطبقه است. شمالی‌ها و جنوبی‌ها. کسانی که مترو و اتوبوس برایشان انتخاب است و کسانی که برایشان اجبار. برای خانواده‌ای که در حاشیه شهر زندگی می‌کند و هر روز راه طولانی تا محل کار یا تحصیل را باید طی کند، کرایه حمل‌ونقل یک کالای لوکس نیست؛ یک هزینه اجباری است که از سفره نان کم می‌کند.

رایگان شدن مترو و اتوبوس، بزرگ‌ترین طرح عدالت اجتماعی در دهه اخیر تهران خواهد بود. بدون نیاز به آزمون وسع، بدون نیاز به مراجعه به کمیته امداد، بدون کاغذبازی‌های اداری. فقط کافی است وارد ایستگاه شوید و سوار شوید. این یعنی شهری که به فقرا و طبقه متوسط فرصت جابه‌جایی برابر با ثروتمندان می‌دهد.

این عدالت فقط اقتصادی نیست. عدالت در سلامت است (هوای پاک‌تر برای همه)، عدالت در وقت است (زمان کمتر در ترافیک برای اقشار زحمتکش)، عدالت در فرصت است (دسترسی آسان‌تر به مراکز آموزشی، درمانی و تفریحی). حمل‌ونقل رایگان، تهرانی می‌سازد که در آن، پول کمتر تعیین‌کننده کیفیت زندگی نیست.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha